وقتی می چکداشک خدا...

 38547615721522358442.jpg 50258949741976359082.jpg

 

دستانم سرد...سینه ام لبریز از درد... 

چهره ام گلگون از سیلی باد زمستانی   

می سوزد ومی گوید: نوش آن جانت...گدای رندانی   

آری من گدایی رندانی...نیستم اسیراین دنیا چون پروانه ای زندانی 

لحظه ای نشکسته ام دلی... نگذاشته ام پا به روی آبرویی   

آن ها که خود را وارث الماس این دنیا می دانند   

بدانند !

درلحظه های سوزناک کودکی تنها وغریب...  

دستان سردش درپاره ای جیب... 

پیرمرد خفته درساحل غم ها   

سوزدستان ولگرد بی چیزی...   

اشک های داغ مادری بی کس وتنها  

درفشارهجوم مرد صاحب خانه برگلوی یتیمان این دنیا   

می چکد اشک خداوندگاراین دنیا برخاک ناچیز این پهنا   

ازدست این مردمان ناسپاس...

وای که روح خدا در ما  

 گم شده پیراهن یوسف ها ولی هیچ کسی حتی ذره ای نمی زند فریاد ی   

کجایند ؟ نا بینا یانی که خنج بردل می کشند ازداغ یوسف ها   

می گفتم...آری می گفتم...می چکد اشک خداوند گاراین عالم   

براین دنیای ناسپاسی ها ...  

می شود الماس...می رود درون جیب مرد شیک پوشی  

 بی فکرآن که کودکانی بسیار...حتی ندارند تن پوشی  

 به راستی روح این صاحب دنیا درتو کو؟!

 قویی رامی شناختم کنار دریاچه  

 کودکی لرزان ازسرما می خایید دندان ها 

 قویک به یک پرها ریخت ... 

 اشک چون مروارید از چشم کودک می ریخت...  

 کودک آرام گرفت در لا نه ای ازپرها  

این بار اشک شوقش می ریخت لا به لای پر ها  

 قو که کمی می لرزید در کنار کودک خفت  

 عجب روزی شد !   

 این اولین باری بود ...  قو گرم تر و آرام تر سر بربالین می خفت  

 زیرش همه از مروارید  ...کودک ,گرم خفته بودودیگرنمی بارید...

 به قلم : آذین پارسا

سلام به همه ی دوستان عزیزم...

بامن مهربون باشین خوب... یه مدتی فرصت نداشتم بیام بهتون سربزنم

با درود بر جناب استادمظاهری

وهنرمندانی فرهیخته چون جناب سیدموسوی-علیرضافرهمند-وبانوسارا اشراقی...

وبه یادهمگی دوستان

 لحظاتتون شادوشیرین

 

 

/ 98 نظر / 20 بازدید
نمایش نظرات قبلی
چیستا

مــَـن بـی تــو شعـــر خــواهــم نــوشتـــ؛ تـــو بــی مـَـن چــِـه خــواهــی کــــرد؟ اصـــلا” یــــادت هَستـــ کــِــه نیستــَـمــ …؟

ترنم

دلم برای چکامه تنگ شده بود!!! همین...

قاصدک

و این بار اشک شوق می ریخت لا به لای پرها....

شیدا (مرزپرگهر)

دوست عزیز شیوه نوشتنمونو تغییر دادیم . خسته شده بودیم از رویه خشک گذشته . سبز یه مطلب نوشته با عنوان باز هم دم را غنیمت است ! منتظر حضور و نظرتان هستیم .

Abtin...Persian

گر یک نفس ات ز زندگانی گذرد مگذار که جز به شادمانی گذرد هشدار که سرمایه سودای جهان عمرست چنان کش گذرانی گذرد

سپهر

بی گناه پای دار رفت و خندید ... نمیدانست که بالای دار خواهد رفت... چاقو دسته خود را برید و محبت خار را گل نکرد.... همان گونه که دوری دوستی نیاورد و پول خوشبختی آورد...... انگار دوره ضرب المثل ها به پایان رسیده است......

تنها

سخت دلتنگت بود وهنوز محتاج دعایت

سید علیرضا رئیسی گرگانی

سلام و عرض ادب دارم محضر مبارک شما ان شاء الله طاعات و عبادات در روز عرفه و عید سعید قربان مورد قبول حضرت یزدان(جل جلاله) ایزد متعال قرار گرفته باشد به روزم منتظر حضور گرم و نظر ارزشمندتان میمانم ارادتمند سید علیرضا رئیسی گرگانی